دیدنی های خوانسار در سفر به خوانسار، قسمت چهارم که پیش از سفر باید به خوانسار بخوانید

به قسمت چهارم از سفر به خوانسار رسیدیم.

این جا شهر لاله های واژگون و زیبایی های تمام نشدنی است.

در این نوشتار جستاری خواهیم داشت به دیگر ویژگی های خوانسار، سفر به این شهر ها را جزئی تر تشریح خواهیم کرد و از مزایایش سخن خواهیم گفت. لطفا با ما همراه باشید.

خوانسار، گل سر سبد زاگراس!

قرار است از سفر به خوانسار بگوییم، بحث را با یک جمله معروف شروع کنیم:

"بسیار سفر باید تا پخته شود خامی".

احتمالا شما نیز با ما هم عقیده اید که سفر آغازی است بر تجارب نو و بهانه ای است برای فرار از دغدغه ها و روزمرگی های زندگی.

وقتی نام سفر به میان می آید روحمان گره می خورد با منظره های ناب، شوقِ سفر جان و جهانمان را شکل می دهد و ذوقِ تجربه های جدید وجودمان را لبریز می کند. بحث کمی چالشی می شود آنگاه که به مقصد فکر می کنیم و با خود می اندیشیم کدام شهر برای سفر بهتر است؟

به راستی کدام شهر برای سفر بهتر است؟

زیباییِ ممتد ایران از شمال تا جنوب عیان است و از شرق تا غرب، مشهود.

بر منصفان پوشیده نیست ایران با طبیعت بکر پیوند ناگسستنی دارد، از این رو تصمیم داریم از میان صد ها گزینه موجود، شهرستان خوانسار را گلچین نماییم، از سفر به خوانسار بگوییم و آتشِ کوره این بحث را روشن کنیم.

 همانطور که بار ها گفته ایم و گفته اند، خوانسار پنجه در پنجه زاگرس، قد علم کرده و بخشی از کوه های این منطقه را به نام خود زده! بنابراین برف در زمستان پایِ ثابت خوانسار است و نسیم خنک در تابستان جزء لاینفکش. بهارش اما گلی است از گل های بهشت، آن جاست که می شود ساعت ها به تماشای شکوفه ها نشست و شکوه طبیعت را ستود.

زیبایی های این دیار به همین جا ختم نمی شود، چشمه های عدید در دلِ خوانسار جای گرفته و رود های زیبا با این شهر عجین شده.

جانِ کلام این که، خوانسار یعنی لاله های واژگون، یعنی دیوار های کاهگلی و نم بارانِ بر کوچه باغ های کهن.

تاریخ به روایت لاله های غمزده خوانسار

می گویند خوانسار شهری است تاریخی، بیراه هم نیست. قومِ مغول را که خاطرتان هست؟ خوانسار حمله این قوم را به چشم دیده و حوادث تاریخی بسیاری را شاهد بوده است.

اشاره ای داشتیم به لاله های واژگون و اذعان نمودیم این نوع لاله در خوانسار جاری است و ساری.

قدیمی ها در خصوص لاله های واژگون داستان های جالبی تعریف می کنند، به عقیده گذشتگان، خونِ سیاوش (همان شخصیت محبوب شاهنامه فردوسی)، به ناحق در این دشت ریخته شده و واژگونی لاله ها در این امر ریشه دوانده است، لاله ها از غمِ مرگِ سیاوش چنین گردن کج کرده اند و بدین واسطه سال هاست واژگون باقی مانده اند.

بنابراین باز هم به همان نقطه عطف می رسیم، سفر به خوانسار فرصتی است بی بدیل.

خوانسار و شیرینی های محلی

نوبت به خوراکی می رسد و شیرینی های محلی. همان هنرِ اصیل ایرانی.

برساق، از آن شیرینی های خوش طعم خوانساری است که به دستان اهالی روستای ویست پخته می شود، آن ها که خورده اند خوب می دانند امتحان برساق چه فرصت بزرگی است و چه اتفاق تکرار نشدنی است. قدیم تر ها برساق را در عروسی ها پخش می کردند و همین شیرینی زینت بخش سفره های عقد بوده و جلابخش عروسی های خاطره انگیز.

اهالی خوانسار در پخت آش هم ماهرند، سفر به خوانسار مساوی است با تجربه لذیذترین طعم ها، می توان آش آلوچه را نام برد و از آش لعابی سخن گفت.

هر جا صحبت از خوانسار می شود نام گز هم به میان می آید و بحث عسل مطرح می شود.

 

خلاصه این که، این بار وقتی سفر به خوانسار زیبا را در پیش گرفتید و راهی این شهر شدید خاطرتان باشد گز با خود ببرید و عسل.

صحبت پایانی

خوانسار تنها شهرِ زیبای ایران نیست اما باید اعتراف کنیم در لیست بهترین هاست. سفر به خوانسار تجربه ای خواهد بود متفاوت.

این شهر که یک دستش را با طبیعت گره زده و ریشه اش به سال ها دور بر می گردد، مقصدی است بی بدیل برای سفر.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *